حال نگاه كن! باران می بارد بر كتیبه های زمین و برف هم می بارد" و تو هر که هستی ای كه مرا می خوانی!! وقتی اولين بار انگشت مادرم را در مشت كوچكم جا دادم؛ باخود پیمان بستم: كه هميشه رشته های محبت را با حوصله به هر موجودی متصل كنم _و اين گونه خدا را بزرگتر كنم!! ..............................و حال به تو می گویم .. باران همه ی حرفهای نگفته من به توست...حرفهایی عاشقانه.......سرشار از محبت و پیوند! و من تو را دوست می دارم بیش از همه ی حرفهای

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر