۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه




جشن تولد مادرانه با دو قاب عکس
به این عکس نگاه کنید مادری با دو قاب عکس جشن تولد گرفته است. این غصه تنها یک مادر نیست و برای مادران زیادی شاید آشناست این جشن ها . مادر علیرضا صبوری است. همان جوانی که در راهپیمایی ۲۵ خرداد زخمی شد. زخم اش را به دوش کشید، راهی آمریکا شد تا آنجا دلش بسامان شود اما در غربت با همان زخم ها جان باخت و سرانجام پیکرش در آلمان به خاک سپرده شد . فرزند دیگرش در جبهه های جنگ شهید شد و علی رضا در خیابان های تهران
تولدت مبارک علیرضا صبوری عزیز.








من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را ، تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها تو بخند

پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ی ابر و هوا را ، تو بخوان
تو بمان با من ، تنها تو بمان
در دل ِساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش



آرزو هایش را با شمعی به دست خیابان سپرد ...
با ترس از باد ، با ترس از سرمای زمستان پیش رو ...
می گفت بهار نزدیک است ، گرم می شویم ...
دستانش را در جیب هایش کرد ،
دور شد از شمعش ،
کمی آن طرف تر بادی آمد ،
شمعی خاموش شد و دلی لرزید ...!
چشمی پر از اشک خوابید ...!
______________
۱۰ مرداد زادروز جانباخته راه آزادی علیرضا صبوری گرامی باد
تولدت مبارک علیرضا جان

طراح: اتحاد برای ایران