دیشب بعد از مدت ها٫
تا چشمای خیسم و روی هم گذاشتم٫
دوباره٫ تو رو تو خواب دیدم٫
انگار دنیا رو بهم دادن٫
تا دیدمت ٫دویدم طرفت ٫
مثل همیشه نگاهت مهربون بود
و
لب هات خندون٫
رسیدم کنارت
و
فقط به چشمات خیره شدم٫
اما تا دستاتو تو دستم گرفتم٫
از خواب پریدم...
وقتی از خواب بیدار شدم ٫
هنوز گرمای دستاتو تو دستم حس می کردم٫
انگار تو بیداری با هم بودیم...
و
فقط به چشمات خیره شدم٫
اما تا دستاتو تو دستم گرفتم٫
از خواب پریدم...
وقتی از خواب بیدار شدم ٫
هنوز گرمای دستاتو تو دستم حس می کردم٫
انگار تو بیداری با هم بودیم...



