۱۳۹۲ آبان ۲۸, سه‌شنبه


تو را هر زمان و هر کجا با تکه های سرب در بدنت کشتند 

پیکرت را در صلح ، با کینه و وحشت نشانه گرفتند و در چهار فصل سال ، در هر شعر و ترانه ای تو را کشتند




پرسید رای من کجاست ؟ فریاد زد رای من را پس دهید .
رای او را پس ندادند اما پاسخش گلوله ای بود که با خود به دل خاک برد .
اینجا سرزمین امام زمان است و من ضجه های مادری مادری را میشنوم که بر مزار غریب فرزندش مرثیه می خواند . اینجا آزادی هدیه ای است که همراه گلوله تقدیمت می کنند .
امروز سالروز جانباختن علیرضا صبوری است . یادش گرامی باد . —

۱۳۹۲ آبان ۲۷, دوشنبه

علیرضا صبوری از جمله اولین افرادی بود که در پی اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری، به ضرب گلوله ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مجروح شد و در نهایت پس از نزدیک به ۲ سال مداوا، جان خود را فدای سرزمین مادری کرد.

علیرضا صبوری میاندهی

علیرضا صبوری جوان ۲۲ ساله ای است که روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ همانند هزاران جوان دیگر به خیابان رفت تا اعتراضش را نسبت به نتیجه مخدوش انتخابات ریاست جمهوری ابراز کند ، در میدان آزادی ، روبه روی پایگاه بسیج گردان ۱۱۷ عاشورا مورد اصابت گلوله قرار گرفت ، عده ای از معترضین پیکر نیمه جان وی را به بیمارستان انتقال دادند و پزشکان شبانه او را مورد عمل جراحی قرار دادند ولی متاسفانه علیرضا به کما رفت و پس از گذشت حدود ۱ ماه علیرضا از مرگ بازگشته و بهوش آمد . به صلاحدید تیم پزشکی اعضای خانواده ناچار به انتقال علیرضا به خانه شدند و قرار بر آن شد که باقی خدمات درمانی در خانه به او ارائه گردد ، با کمک های بی دریغ مدد کار و اعضای خانواده علیرضا پس از چندی توانست مقداری از قوای از دست رفته اش را باز یابد ولی همچنان با مشکلات عمده ای از قبیل سر دارد های شدید و مداوم و ضعیف بودن قدرت تکلم رو برو بود ، پس از چند ماه پزشکان برای بار دوم سعی در خارج نمودن گلوله نمودند اما با توجه به اینکه تیر در نقطه حساسی از بافت مغز قرار داشت تلاش مجدد پزشکان باز بی نتیجه بود و علیرغم انجام دومین جراحی باز گلوله در مغز علیرضا به جای ماند .
پس از آنکه علیرضا سلامت نسبی خودرا بازیافت به کمک خانواده به ترکیه رفت و در آنجا کلیه مدارک پزشکی خود را در اختیار سازمان ملل قرار داد که بعد از ماه ها در خواست وی مورد قبول واقع شد و علیرضا با امید به کسب سلامتی و آینده ای سبز و آزاد رهسپار آمریکا شد و در بوستون اقامت گزید اما در کمال تاسف پزشکان آمریکائی نیز قادر به خارج کردن گلوله نبودند و در نهایت روح خسته علیرضا پس از ۸ ماه سکونت در بوستون به علت عوارض ناشی از وجود قسمت هایی از گلوله در بافت مغز در ۲۶ آبان ۱۳۹۰ از جسم زخمی اش پر گشود .
پیکر علیرضا پس از طی مراحل بسیار به المان منتقل و در تاریخ 30 دی ماه سال 60 در گورستان ویلمرزدورف شهر برلین به خاک سپرده شد .
تولد : 10 مرداد 67
اصبت گلوله : 25 خرداد 88 - میدان آزادی ، ایران
شهادت : 26 ابان 90 - بوستون ، امریکا
خاکسپاری : 30 دیماه 90 - برلین ، آلمان

۱۳۹۲ آبان ۲۵, شنبه

مردمانی از دور، حرکات موزون و ناموزون کردها را می‌بینند. صدا و ساز و آوازشان را اما نمی‌شنوند. فکر می‌کنند دیوانه شده اند. نیچه راست می‌گفت: «وقتی صدای موسیقی را نشنوی، من رقاص را دیوانه می‌پنداری».
وقتی «مصیبت کرد بودن» را نفهمی، وقتی مرگ یک انسان، نتواند به اندازه گاز گرفتن یک انسان دیگر تو را تکان دهد، شیون و بغض و اعتراض مردمان دیگر را نمی‌توانی بفهمی. تجزیه طلبی، برخلاف تصور موجود، تجزیه خاک نیست. تجزیه اشک و تجزیه درد و تجزیه احساس است. آنانی که می‌گویند: «اعدام‌ها را بزرگ نکنید»، آنانی که می‌گویند: «حقشان است، اعدامشان کنید». آنانی که می‌گویند: «دولت روحانی هیچ نقشی ندارد» و بعد همان‌ها حتی قوه قضاییه را هم سرزنش نمی‌کنند؛ همه آن‌ها، جزیره ای مستقل تشکیل داده‌اند. آن‌ها تجزیه شده‌اند. اشک و درد و احساسشان را بدون هیچ رفراندومی، از ما جدا کرده‌اند.

۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

اجازه ندهیم اصلاح طلبان حکومتی ستار بهشتی را هم چون جان باختگان 88 به نفع خود مصادره کنند.

در مراسم اولین سالروز جان باختن ستار بهشتی جای بسیاری از نیروهای مخالف نظام خالی بود و اصلاح طلبها خیلی راحت فضا را به نفع خود مصادره کردند.

سخنرانی نوریزاد،سخنرانی خوبی بود ضد نظام ،ضد ولایت و ضد قوه قضاییه ولی مسئله مهم اینجاست چرا وزارت اطلاعات با او برخورد نمی کند؟
خیلیها را برای کمتر از اینها دستگیر و حتی به قتل می رسانند ولی چرا؟
نمونه گفتارم شخص ستار بهشتی که در سال قبل برای خیلی کمتر از این سخنرانی جان باخت.واقعا چرا؟
در اینجا قصد و تخریب اصلاح طلبان را ندارم اما یک سوال بی جوابی است که در طول 4سال اخیر بی جواب مانده.
بسیاری از بچه ها و فعالین جنبش های دانشجویی و کارگری و میهن دوست را در هر مراسمی می بینند سریعا دستگیر یا تذکر شفاهی و کتبی می دهند ولی واقعا چرا کسی با اصلاح طلبان برخورد جدی نمی کند و اگر هم زندانی می شوند آنقدر سر و صدا از همه کمپین حقوق بشری برمی خیزد که گوش جهان را کر می کند.
این یک مسئله مبهم است.
.نباید کوتاه بیایم.حداقل اینبار کوتاه نیایم.همه ما می دانیم ستار به هیچ عنوان اصلاح طلب حکومتی نبوده و خواستار نابودی نظام و ولایت مطلقه فقیه بوده و این از وبلاگ هایش که به یادگار مانده کاملا هویدا است و در این راه جانش را گذاشته و در راه ایران از جانش گذشته. حالا آیا باید سکوت کنیم و بنشینیم و نظاره گر باشیم که باز "اصلاح طلبان حکومتی" با چهره مخالف احمدی نژادی و در راستای ولایت مطلقه فقیه این جان باخته را نیز مصادره کرده و به خانواده اش چون دیگر خانواده های جان باختگان به انزوا بکشانند؟!