دنیا که آمدی..
چهار آفتاب..
از ماه آخر زمستان....
افتاده بود...
برفها آب میشد...جوانهای میرست...
اما هنوز...
دنیا...
چیزی کم داشت...
ما زمستان چشیدهایم...
حالا تو همانطور جوان ماندهای...
در تصویری بر دیوار...
و ما پیر میشویم...
با امید بهار..
چه آرام آمدی...
با مژدهای....
که: سرما میگذرد..
بهار در راه است..
و چه زود رفتی...
با گلولهای....
و بر یک پوستر...
بازگشتی...
سهراب سبزم 22ساله شدنت هزار هزاربار مبارک....

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر