۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه


یادداشتی از سهیل اعرابی، برادر سهراب اعرابی

به یاد شهدای 6 دی و با یاد همه ی آنانی که به دیکتاتوری “نه” گفتند و امروز دیگر در بین ما نیستند

یاران همه رفتند
دعوى چه كنى داعیه داران همه رفتند
شو بارِ سفر بند كه یاران همه رفتند
آن گردِ شتابنده كه در دامنِ صحراست
گوید چه نشینى كه سواران همه رفتند
داغ است دلِ لاله و نیلى است بَرِ سرو
كز باغِ جهان، لاله عذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
كز كاخِ هُنر، نادره كاران همه رفتند
افسوس كه افسانه سرایان همه خُفتند
اندوه كه اندوه گُساران همه رفتند
فریاد كه گنجینه طرازانِ معانى
گنجینه نهادند به ماران همه رفتند
یك مُرغِ گرفتار درین گُلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند
خون بار بهار از مژه در فرقت احباب
كز پیشِ تو چون ابرِ بهاران همه رفتند

به نام خداوند جان و خرد
و با یاد همه ی آنانی که به دیکتاتوری “نه” گفتند و امروز دیگر در بین ما نیستند.
امروز 6 دی است.

دوسال پیش در چنین روزی من و ما روانه ی خیابان شدیم.
روزی که خاطرات تلخ و شیرین بسیار در خود داشت.
روزی که اندک نبودند آنانی که حسین حسین گویان پا در خیابان گذاشته و اعتراض مدنی خود را فریاد کردند .
روزی که همه چیز بوی شروعی تازه را میداد.
روزی که دست در دست هم به یاد مظلومیت حسین به خیابان آمدیم و در دفاع از خواسته های به حقمان هم صدا شدیم.

روزی که هم بغض هم، در جست جوی رای های گمشده مان درهای خانه ها را گشودیم تا حقیقت نهفته در مشت هایمان را نثار بی خردی ظالمان کنیم.

روزی که خواستیم بلند در گوش دیکتاتور فریاد بزنیم که همچنان هستیم و نفس میکشیم، روزی که خواستیم به تمام جهان بفهمانیم از هیچ چیز هراس نداریم و برای رساندن حرفمان از هیچ کوششی فروگذار نمیکنیم. آن روز به یاد برادرانمان کفن شهادت پوشیدیم چرا که می دانستیم شاید دیگر بازگشتی در کار نباشد، اما باز دلهایمان را روانه ی خیابان کردیم و حمایت خود را از رئیس جمهور منتخب خود نشان دادیم : ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم همه با میر حسینیم، همه با میر حسینیم. اما آن روز هم مثل همه ی روزهای سبز مردمی، به میدان جنگ بدل شد.

روزی که نیروهای تا دندان مسلح رحم و مروت را از لغت نامه ی ذهنشان پاک کرده و دست درازی و فساوت را جایگزین کرده بودند.

با اینکه دوسال از آن روز میگذرد ولی کابوسش هر شب همراهی ام می کند و در عجبم که واقعاً رواست نام انسان بر آنان نهادن؟

به راستی که راست میگویند: حیف حیوان که لقب این دیوانگان از زنجیر پاره شده باشد.

اما وای بر آنان که خود را مظهر حق می دانند بی آنکه حتی ذره ای از انسانیت بهره ای داشته باشند.

من یقین دارم که آنان روزی دست به دامان همانانی می شوند که جور را حواله ی صورت هایشان می کردند.

تاریخ همواره تکرار میشود و هیچ کس نمیتواند از سرنوشت تلخ یا شیرین خود فرار کند چه بسا که آنها هم از این قاعده مستثنا نیستند و من یقین دارم که به زودی در زباله دانی تاریخ خواهند افتاد.

من اطمینان دارم که انسانیت، عشق و صفا جایگزین خشم دروغ و خیانت خواهد شد و روزی همه، سرمست از پیروزی به خیابان می آییم و حضور پر رنگ خود را مثل همیشه اعلام میکنیم.

همه به یاد شهیدان عاشورا و تمامی شهدای راه آزادی گل نذر هم می کنیم و بر سر مزار هایشان به یکدیگر شیرینی تعارف میکنیم و پیروزی را با آنان جشن میگیریم.

بله ما پیروز می شویم و رویای خود را به واقعیت تبدیل میکنیم شک ندارم که آن روز نزدیک است.

ما پیروزیم چون حق با ماست. عزیزانم من در این نوشته خواهشی دارم که نا امیدی را از خود دور کنید و باور را جایگزین آن کنید، فراموش نکنید شهدای ما با باور به زندگی پای به خیابان گذاشتند و جان در این همین راه از دست دادند.

چرا که شجاعت و انگیزه ی آنان به قدری بالا بود که حتی مزدوران تا دندان مسلح هم حریف آنان نشدند و با نامردی هر چه تمام تر جان از آنان ستاندند.

عزیزانم شجاع باشید و شجاعت را به دیگران بیاموزید و ترس را خود دور کنید.

شاد باشید و شادی خود را با دیگران تقسیم کنید، به امید روزی که همگان در صلح و صفا زندگی کرده و لحظه های مسالمت آمیز را تجربه کنند.

به امید پیروزی 6 دی 1390 سهیل اعرابی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر